سلام
نمیدونم چیشد که یادم افتاد وبلاگم در چه حاله ؟

قبلا که سنم کمتر بود و دغدغه ای نداشتم این وبلاگ شاید هرروز آپدیت میشد
اما الان هر لحظه ذهنم درگیر یه مسعله س ...
مهم ترین مسعله آیندمه ...
اینکه زندگیم تا چه اندازه میتونه اونی باشه که خودم میخام
واقعا حداکثر تلاشم اینه که زندگیم اونی باشه که خودم میخام. اما همیشه 100 درصد اونطور نیس ...
اونم بخاطر خیلی چیزاس ... مثلا کشورم ... مثلا اطرافیانم ...

حس میکنم چقدر از 6-7 ماه قبل تغییر کردم ...
شنیدین که میگن جوان به حادثه ای پیر میشود گاهی ....
رویاهام وقتی دود شد رفت هوا پیر شدم ...

جدیدن یه کور سوی امیدی تو دلم روشن شده 
به اسم کنکور هنر
دانشگاه هنر های زیبای تهران
بدجور بهش فکر میکنم
نمیدونم اینم مثل قبلیا دود میشه یا نه ... ولی من تلاشمو میکنم ...
ته تهش میگم تلاش کردم و نشد .... ( هع مثل همین کنکور تجربی ..)


دارم تلاش شدید میکنم برای تغییر دیدم به زندگی
نمیدونم بشه یا نشه
آخه آدما با آدما متفاوتن ...
خدا کنه بشه ... چون اگه نشه نابودتر از الانم میشم ...



+ یادم رفت سالگرد معلم فیزیکمو شرکت کنم ...
یادم باشه حتما این هفته بعد از دانشگاه میرم سرخاکش




تاریخ : شنبه 19 آبان 1397 | 10:51 ق.ظ | نویسنده : زهرا❤ | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.