سلام سلام 
حالتون چطوره؟
با گرمی این روزا چه میکنید؟
ما که در ۴۰ درجه گرمای اینجا رسما زغال شدیم

خوشبختانه ساعت مطالعم رو ۶ساعت تنظیم شده، البته ۵ساعتم میشه
قرار بوط تو مرداد ۷ساعت بشه، اما نشد!
به من چه باو ، این مسافرتا نمیزارن
راستی مسافرت !
شما شهر آمل روستای فیلبند رفتین؟؟
اگه ترفتین به جرعت میگم از دست دادینش...
عااالیه
تو گوگل که سرچ بکنین نوشته روستایی برفراز ابرها!
ما عکساشو که دیدیم باور نمیکردیم ، اما واقعیه، ینی هرچی راجع فیلبند میگن واقعیه، ینی عااااالیه
خیلی رویاییه، من دوست دارم هرسال تابستون فقط برم اونجا
چون واقعا جذاب بود


خلاصه ...
نتایج کنکور هم اومد ، منم وقتی فکر میکنم سال دیگه منتظر نتیجه ی کنکور خودمم واقعا استرس میگیرم!

راستی ترازم از اول تابستون تا الان از ۶۵۰۰ بالاتر نرفته و این خیلی نگرانم میکنه....

یه آقا دکترم تو فامیل داریم ، که یه سال ازم کوچیک تره و دوسالو جهشی خونده، امسال کنکور داده ، رتبش شده ۹۸ کشور و ۱۵ منطقه!
ینی ترکونداااااا ! ترکوند!
از ۳سال پیش صداش میزدن آقای دکتر ! (ایییییییشش! )

جدیدن هم یه سره ماکان باند گوش میدم!
ینی بگم خدا مینا رو چیکار نکنه!
اون معرفی کرد ، خخخ
ینی یکسره تو خونه دارم میگم : هربار این درو ، محکم نبند درو ،....

روزای گرمتون پر از شوق زندگی 





طبقه بندی: خاطرات،

تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396 | 03:20 ب.ظ | نویسنده : زهرا❤ | نظرات
یه سوال داشتم ، خواهشا همه جواب بدن
از جایی که الان تو زندگیتون هستین راضی هستین یا نه؟
حالا از هرجهت ، علمی ، دینی ، عاطفی ، اخلاقی ، اجتماعی ، ....

+ خیلی برام سواله .
هرچند وقت یکبار از خودم میپرسم ، ولی جوابی پیدا نمیکنم ، میخوام نظر بقیه رو هم بدونم ...


تاریخ : چهارشنبه 4 مرداد 1396 | 02:09 ب.ظ | نویسنده : زهرا❤ | نظرات
واااایییی ینی سوتی بزرگتر از این تو عمرم ندادم!!!
من برا درس خوندن میرم کتابخونه که انگیزم زیاد بشه برا خوندن، بعد اونجا خیلی از همکلاسیامو میبینم
یه روز داشتم تست میزدم و هندزفری (یا به قول مهسا حسن فری ! :| ) تو گوشم بود.
بعد یکی از بچه ها اومد پیشم شروع کرد حرف زدن، بعد منم گوش میکردم و تایید میکردم حرفاشو. البته نمیشنیدم ، چون هندزفری تو گوشم بود
بعد همینطور که داشتم حرفاشو الکی تایید میکردم ، دیدم چپ چپ چپ نگام کرد و رفت!
من با تعجب نگاش کردم ، بعد که فکر کردم فهمیدم گفته بوده : خب دیگه مزاحمت نمیشم ، منم گفتم اره اره 
بعد رفته ...


تونستم ساعت مطالعمو برسونم به ۶ساعت
اما بعدش ضعیف شدم شدید
چنروزه ضعیف شدم حتی ۳ساعتم به زور میخونم 
هووففففف

راستی واقعا دارم دیگه از درس خوندن لذت میبرم
عاشق درس خوندن شدم
به طوری که رفته بودم مشاوره تخصیلی برا برنامه ریزی ، بهم گفت اول روز باید با یه درس تخصصی شروع کنی که خیلی دوسش داری، کدومو دوست داری؟
یکم فکرکردم وگفتم من عاشق ۴تا تخصصیامم 
فقط با عربی مشکل دارم!
(زهرا ، راضیم ازت )

+برقا هم رفته خیلی گرمه 

++یه موزیک شاد براتون گذاشتم رو وب
اگه خودش پلی نمیشه لطفا شما پلی کنید
روزای داغتون سرشار از خنکای نسیم پاییزی 



تاریخ : چهارشنبه 28 تیر 1396 | 10:51 ق.ظ | نویسنده : زهرا❤ | نظرات
دلم میخواد درس بخونم ،ولی نمیدونم با سردردام چیکار کنم!
دیگه شورشو دراورده
اخه روزی ۴ و نیم ساعت درس خوندنه ؟؟!!
اه ، یکم درس میخونم سردرد میگیرم


دلم میخواد بخوابم ، بیدار که شدم ۱۰ سال دیگه باشه ....
هوففف


+ماجرای قتل آتنا واقعا بهمم ریخت ... حال روحی : افتضاح!!

++ تغییر اسم وبلاگ




تاریخ : پنجشنبه 22 تیر 1396 | 07:50 ب.ظ | نویسنده : زهرا❤ | نظرات
یه بغض خیلیییی خیلی بزرگ
و آهنگ "عاشقت شدم" از میثم ابراهیمی....



تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1396 | 07:20 ب.ظ | نویسنده : زهرا❤ | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : شنبه 17 تیر 1396 | 05:13 ب.ظ | نویسنده : زهرا❤ | نظرات
زندگی به روش کنکوری ها !

بعله دیه...
ولی خب من چرا انقد هرروز خستم؟!
ینی من فقط هر روز میتونم یه اختصاصی بخونم و یه عمومی
بیشتر از این اصن نمیتونم . چشمام درد میگیره خوابم میبره...

دیروز که روز اول بود ۶/۵ ساعت درس خوندم
برای شروع خیلی خوب بود خداییش
سعی میکنم بیشترش کنم
ما اینیم دیه داداش

از مسافرتم فعلا خبری نیس ...
هعیییی
بیچاره روح خسته ی من !

روزای بسیااااار گرم تابستونیتون سرشار از اتفاقات قشنگ 


+ محدود شدن خیلی اذیتم میکنه ... 
احساس دلمردگی میکنم...
جوانی در من مرد !






تاریخ : یکشنبه 11 تیر 1396 | 11:24 ب.ظ | نویسنده : زهرا❤ | نظرات
سلام
فیلم دیدن هم به ما نیومده،، بچه پاشو سر درست والا ...

امروز با بابام دوتایی نشستیم فیلم ببینیم
نیمه شب اتفاق افتادو دانلود کردیم. شروع کردیم دیدن
ینی کلشو بابای من با آهنگاش همخوانی کرد ! 

واااایییییی این فیلم چقد غمناک تموم میشه...
وااییی خیییییلی باهاش گریه کردم ...
دیدن مرگ یه نفر و مراسم خاکسپاریش برام واقعا سخته ... خیلی اذیتم میکنه ...

به نظر من این فیلمو نبینید ...


تاریخ : سه شنبه 6 تیر 1396 | 01:20 ب.ظ | نویسنده : زهرا❤ | نظرات
سلام
حالتون؟
طاعاتتون قبول باشه


روز میلاد من است آمده‌ام دست کشم
به سر و گوشِ عرق کرده‌ی دنیای خودم
قول دادم که در این شعر فقط من باشم
تا خودم با همه خود باشم و تنهای خودم


بالاخره رسید ۲۰ خرداد.روز من...
خخخخ من اسم خودمو گذاشتم رواین روز

امسال تولدم خیلی با سالای دیگه فرق داشت.... با وجود آدمای جدید.. کسی که تولدمو برام خیلی قشنگ کرد...
یه تولد خاص و استثنایی
اگه اون نبود.... امروزم مثل ۳۶۴ روز بقیه ی سال بود....
اما اون برام قشنگش کرد
برام خاصش کرد
تمام سختیاش وتمام شب بیدار موندنا و تمام زحمتاش....
مدیونم بهش اینارو ....

نمیخوام اسمشو ببرم. اخه باعث میشه ۱۰۰ تا سوال دیگه کنارش جواب بدم. فقط خواستم بگم تولد امسالمو فقط به خاطر وجود تو دوست داشتم...
وگرنه هیییچوقت برام قشنگ نمیشد
مرسی که هستی❤️❤️❤️

روزای گرم تابستونیتون سرشار از اتفاقات قشنگ
منو حتما دعا کنید تو این ماه عزیز

----------------------------------------------
+به قول مهلا روز تولد آدم روز شانس آدمه. تو اون روز کلی خوش شانسی میاره...
اعتقاد بچگانه ایه.... 
اما فکر کردن بهش میتونه حالمونو خوب کنه

++ یه دلهره....



تاریخ : شنبه 20 خرداد 1396 | 10:56 ق.ظ | نویسنده : زهرا❤ | نظرات
۶ روز ازبهترین ماه سال گذشته
البته خرداد برای همه افتضاح ترین ماه دنیاس
ولی من دوسش دارم.... خب معلومه، آدم ماه تولدشو از همه ی ماه ها بیشتر دوست داره

یه جا نوشتع بود ما خردادیا خیلی باهوشیم. چون کل دوران جنینیمونو تو سال تحصیلی بودیم‌... خخخ بعله
مخصوصا من که مامانم موقع بارداربودنش دانشجو هم بوده و درس میخونده...
خخخخ خیلی دیگه خودشیفته بازی شد....



جاتون خالی دوروز پیش یه امتحان ریاضی دادیم‌‌.... به به..... رسما قهوه ای!!

روز اول ماه رمضانم هست.... امتحانارو چجور با زبون روزه بخونم!! هووووفففففف



+ خوب میگذره روزامون....
دیشب یه جریانی برام یاداوری شد که حالمو بد کرد... 
با اینکه سعی کردم بی تفاوت از کنارش رد شم ، اما قسمتی از دلمو که شکست ، خورده شیشه هاش هنوز میخراشه دلمو ‌....


++ طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق
مارو هم دعا کنید که شدید مدید نیازمندیم ...

روزای گرم تابستونیتون سرشار از اتفاقات قشنگ




تاریخ : شنبه 6 خرداد 1396 | 12:55 ب.ظ | نویسنده : زهرا❤ | نظرات
تعداد کل صفحات : 25 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...